ادکلن مردانه آزارو azzaro - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:52
نام : ایلیکسر (ELIXIR) نوع: مردانه 100ml کمپانی : AZZARO سال تولید : 2009-2012 گروه بویایی: شرقی 1- شیشه ادکلن 2- رایحه ادکلن شمایل Elixir نشان مخصوص آزارو که شبیه به حرف A در انگلیسی است همانند طرح قدیم آن بر روی شیشه به صورت برجسته طراحی شده و در ادامه نیز نام AZZARO POUR HOMME در انتهای شیشه حک ش...
ادکلن اسپورت چمپیون دیویدوف - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:52
ادکلن اسپورت چمپیون دیویدوف Champion Davidoff سرشار از انرژی مثبت مقدار مایع: 90ml کشور سازنده: فرانسه مدل: اسپورت(مردانه و زنانه) قیمت : 38,900 تومان ادکلن چمپیون از شرکت دیویدف جدیدترین محصول این شرکت است که در سال 2011 معرفی و تولید شد. این محصول خارق العاده و بسیار زیبا و جذاب با طراحی شیشه و در...
حراج گنج - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:52
روی شیشه نوشته شده « قیمت ها شکسته شد » ما پشت ویترین صف میکشیم تا شاید کلاهی یا پیراهنی را ارزانتر از آن چه می ارزد بفروشند . صف می کشیم و نوبت می گذاریم . هول می زنیم . از هر کدام دو تا می خریم برای روزهای مبادایی که گاهی اصلا نمی آیند .مردی گنجی را حراج کرده است . گنجی را بی بها می فروشد . گفته ل...
خرسواری - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:52
تا حالا خر سوار شدین ؟!اگه سوار شدین که هیچی ، ولی اگه سوار نشدین نصف عمرتون بر باد رفته !! دیروز ، موقع غروب که حال نداشتیم تا روستا پیاده بریم تصمیم گرفتیم با خر بریم !!دوتا خاله م بحثشون شده بود که کی باید وسط روستا خرو بکشه ! خاله ی کوچیکم میگفت :«باشه من میکشم ; همینم مونده که تو روستا هم کلاس ...
پشت کوه های بلند 3 - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:52
صب زود با غرغر دایی جان که میگفتن :« چون هوا ابریه فک میکنین هنوز خورشید طلوع نکرده !! پاشید ، پاشید ...» چشامو باز کردم . ساعتو نیگا کردم ، ساعت 6 بود !با خودم گفتم جهنم و ضرر ، یه بارم سحرخیز شویم تا کامروا شویم !جاتون خالی صبحونه رو زیر درخت گیلاس خوردیم و بعدش با خاله م رفتیم تا ظرفا رو توی چشمه...
پشت کوه های بلند 2 - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:52
خلاصه، داشتم میگفتم ؛رسیدیم باغ و رفتم با همه حسابی احوالپرسی کردم و همه کلی ذوق کردن که من اومدم ! من وخواهرم تصمیم گرفتیم اول یه چرخی بزنیم توباغ وبعدش بریم پیش پیشونی سفید (گوساله ای که من اسمشو انتخاب کردم ) ! از قضای روزگار ،اونروز من روزه گرفته بودم (ریا نشه :دی) و خواهرم هی میگفت از این میوه ...
پشت کوه های بلند1 - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:52
معمولا من تو خونه تنهام ینی تنها که نه ; با دو خواهر کوچیکتر از خودم که یکی 9 سالشه و اون یکی هم 1سالشه که باید از این دو تا مراقبت کنم ، هستم . اونوخ علاوه بر نگهداری این دو تا، کارای خونه هم بر عهده ی منه ! اعم از آشپزی و شستن و رفتن و ... اونوخ اگه من نباشم هیچکی به کاراش نمیتونه برسه ، مخصوصا ای...
حس میکنم تو رو - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:52
حس میکنم تو رو تو هر شب خودم من عاشق همین احساس تو شدمحس جهانمو وارونه میکنه آرامشت منو دیوونه میکنه حس میکنم تو رو یه عمره تو خودمبازم به من بگو دیر عاشقت شدم کشتی غرورمو دیوونگی کنم بازم منو بکش تا زندگی کنم میمیرم از جنون تا گریه میکنی با بغض هر شبت با من چه میکنی چشمای خیستو رو بغض من ببند من گر...
و قنا عذاب القبر - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:52
وقنا عذاب القبرهمه چيز از "وقنا عذاب القبر " شروع شد ، وقتي توي قنوت "وقنا عذاب القبر" رو زمزمه مي کردم ، زني با بچه ي يه ساله اش در اثر يه بي دقتي پاش ليز خورد و افتاد توي يه جدول عميق و خودش و دخترش با هم غرق شدن . چن روز بعد زني حدودا 40 ساله در اثر ناراحتي قلبي خيلي بي سر و صدا خوابيد و ديگه بيد...
درباره ی من - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:52
می خوام یه کم درباره ی خودم بنویسم :1. خیلی احساساتیم و زود تحت تاثیر قرار می گیرم .2. به خونوادم علاقه ی شدیدی دارم .3. خیلی لجبازم .4. وقتی می خوام کاری رو انجام بدم تا اون کارو تمومش نکنم دست برنمی دارم .5. به درس و تحصیلاتم خیلی اهمیت می دم ینی همیشه برای نمره ی 20 درس می خونم .دوس دارم همیشه به...
چن تا دوبیتی - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:52
من عشق تو را به جان خریدم، سارا!دنبال تو تا خدا دویدم ، سارا !دارا همه ی انارها را دزدید من باز به تو دیر رسیدم سارا !ای بی هنر هزل ! تو را خواهم کشت بی خاصیت رذل ! تو را خواهم کشت کم دور و بر سارا بپلک !دارا ! به اباالفضل تو را خواهم کشت من از لج آن مرد تو را خواهم کشت با این نفس سرد تو را خواهم کش...
مسئولیت - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:52
از وقتی اومدم خونه احساس مسئولیتم بیشتر شده چون من بچه ی اول و همچنین نوه ی اولم !! من مسئول همه ی اتفاقاتی که توی خونه میفته هستم چه مقصر باشم چه نباشم،، من باید حواسم به همه چیز باشه به رفتارام ،به کارام، خلاصه همه چی چون همه از من توقع دارن همه به من نیگا می کنن ،من مرکز توجه ی همه ام (دایی ، خال...
کسل کننده... - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:51
مذکر های اتاق همه اش راجع به دلار حرف میزنن... من بعد از روزهای تلخم با میتی به این دلار و بالا پایین رفتن های دقیقه ای اش آلرژی شدید پیدا کردم... سر درد میگیرم... یا حرفشان دلار است یا بالا رفتن قیمت ماشین یا در به در دنبالِ یک نفر میگردند به یک بهانه ای از او شیرینی اجباری بگیرند... یکماه و نیم نِ...
..... - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:51
برای نوشتن تمرکز ندارم... کلی سوژه واسه داستان دارم اما نمیتونم برای شرح و بستشون تمرکز کنم...داستانهای وبم را خواندم.... در دو داستان از اسم کوچه ی هشتم استفاده کردم! چرا؟! خودم هم یادم نمی آید از کدام کوچه ی هشتم خاطره در ناخودآگاهم ذخیره کردم که هی میدود و موزیانه سرک میکشد توی داستانم... یک جورا...
ری اکشن! - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:51
چند روز است بی دلیل با یکی از همکارانمان بد شده ایم... همه اش حالش را میگیریم و جواب های سربالا تحویلش میدهیم... حالا که دقیق شده ایم به خودمان فهمیدیم داستان از چه قرار است؟! بچه ی شمال است... جوان است... خوش برخورد. همیشه ساکت... محجوب و سر به زیر... همسرش هم در یک ارگان دولتی کارمند است... وضع ما...
آرزو های کوچکِ یک دختر بزرگ! - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:51
عاصي امشب به يكي از آرزوهاش رسيد!! توضیح در ادامه ی مطلب:
زنِ ایران - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:51
اینجا ایران استیک زن تورا به دنیا می آورد اما :نامت را یک مرد انتخاب میکندفامیلی یک مرد را میگیرییک مرد در گوشت اذان میگویدفقط میتوانی به یک مرد اقتدا کنی وقت نمازشهادتت نصف یک مرد است و دیه ات.....![عصبانی]یک مرد اجازه میدهد ازدواج کنی با یک مرد دیگروقتی مردت اذیتت کند باید بروی پیش قاضی که او هم ی...
تفکرات یک ذهنِ زیر آفتاب مانده - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:51
روزها خیلی سخت از پی هم می آیند و از روی تن بی جان و اعصاب ضعیف ما رد میشوند و میروند... مادر بازگشت... قدمش بر چشم... اما باور کنید دلم برایش تنگ نشده بود... فقط حس میکردم چیزی در خانه نیست!انگار دزد تلویزیون را برده باشد... بی رحمم؟نه؟! خب من واقعیت را گفتم برداشت آزاد است! مذاکره در موسسه هم رفتی...
موتو جی پی! - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:51
عاصی همیشه موتور دوست داشتدوستاش مسخره اش میکردن... میگفتن آسی تو خیلی چیپی!! موتور مال بچه های جنوب شهره! آدم حسابیا که موتور بازی نمیکنن!!!اما اون هنوزم زوزه ی موتورهای سنگین که از اتوبان نزدیک خونشون رد میشدن رو به هرچیزی ترجیح میداد... عاشق لباسای موتورسواری حرفه ایه با کلاه کاسکت های رنگ و وارن...
قدیما... - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 14:51
سنگ میتواند شیشه را بشکندسنگ میتواند مجسمه ای زیبا باشدسنگ میتواند پوشش آرامگاه ابدی باشدسنگ میتواند الماس باشدسنگ میتواند گنجشک هارا بی مادر کندسنگ میتواند پی یک خانه باشدسنگ میتواند حتی بسوزد و گرما ببخشد!من و تو آن سنگیم....تو خود انتخاب کن که شیشه ی دلم را بشکنی یا نگین انگشترم باشی!پ.ن:وبلاگ سا...