از وقتی اومدم خونه احساس مسئولیتم بیشتر شده چون من بچه ی اول و همچنین نوه ی اولم !! من
مسئول همه ی اتفاقاتی که توی خونه میفته هستم چه مقصر باشم چه نباشم،، من باید حواسم به همه چیز باشه به رفتارام ،به کارام، خلاصه همه چی چون همه از من توقع دارن همه به من نیگا می کنن ،من مرکز توجه ی همه ام (دایی ، خاله ، مادرجون ، بابابزرگ ، مامان ، بابا و...) توی قضیه ی کنکور هم حتی همه از من توقع داشتن چون نوه ی اول بودم! وقتی تو کنکور رتبه ی خوبی آوردم همه خوشحال شدن ، امیدوار شدن چون من میشم الگوی بچه هاشون ! یه حس خوبی با این کارم بم دست داد ،چون تونسته بودم مسئولیتمو به خوبی انجام بدم !! واقعا مسئولیت سنگینیه ولی با این همه من این مسئولیتا رو دوس دارم این توجهاتو دوس دارم این"
مهم" بودنو دوس دارم .
وقتی خونه نباشم اوضاع خونه میریزه بهم آخه من سه تا خواهر کوچیکتر از خودم دارم که یکی از یکی شیطونتر و باید مواظبشون باشم .
توی تربیت خواهرام من به مامان و بابام کمک میکنم و همچنین توی درساشون !
علاوه بر اینکه نقش خواهری رو براشون ایفا می کنم یه مشاور و یه دوستم براشون :)
برچسب:
نویسنده: خاطره
تاريخ: سه
شنبه
17 مرداد
1391 ساعت: 14:52