خرید بک لینک
شب از نیمه گذشت

شهر در سکوت مطلق

یسالوان شب چپق خواب را پک زدند

خفاشان شب زنده دار خون پرده بکر هستی

درنوردیدن. بوم شوم با صدای کریه خود

خبر کوچ شب را نقاره میزند

اما . . .

ترنم احساس ناز من بی قرار

بی قرارتر ازدوش هرازگاهی

طفل بالغ حس ناز کنجکاویش گل کرده

امواج پر تلاطم افکار . ساحل آرام وجودش را

طوفانی بپا کرده دریایی ذهنش مدام در در قطبهای

منفی و مثبت غرق شدن ...

هاله ای از غبار ابهام سراسر وجودش را

همچون عشقه به خود پیچیده اند

چینی ناز ذهنش در گل لای " غلط کردم " !!!!

تر ک برداشته

اما ترانه احساس سبک روح و بی خیال

آرمیده در تشک گرم خاطرات

خوش از گذشته و روشنایی آینده

روح سرکشش را نوید لحظاتی خوش دادن

برچسب: نویسنده: خاطره تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1391 ساعت: 14:50

صفحه بندی